شيخ حسين انصاريان

394

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

چوب‌هاى معيّنى بود ، او آن مرزهاى محدود را شكست . انسان از مُلك و ملكوت بى خبر بود ، او وى را با خبر كرد . تحصيل علم در تمام ملّت‌ها محدود به طوايف معيّن بود ، او فراگيرى دانش را بر همگان فريضه اعلام كرد . بناى تمدّن خراب بود ، وى بناى ديگرى از تمدّن را كه تمدّن امروز ريشه در آن دارد از نو بنياد كرد و راه و رسم ترقّى و تربيت را حضرت او و امامان بعد از او ، به جهانيان آموختند . مسلمانان از بركات وجود او به مدارج تعالى و كمال رسيدند و از ميان آنان دانشمندانى بزرگ در تمام رشته‌هاى علمى برخاستند و كتابخانه‌هاى عظيم ايجاد نمودند ، به نحوى كه تمام ملّت‌ها را مديون زحمات خود نمودند . اسلام از ديدگاه دانشمندان غربى لپرى كه از دانشمندان به نام اروپاست مىنويسد : « اگر نام اسلام و مسلمين از تاريخ خارج شده بود عصر تجديد حيات عملى اروپا تا چندين قرن ديگر عقب مىافتاد » . گوستاو لبون در « تاريخ تمدّن اسلام » مىنويسد : « در قرن نهم و دهم ميلادى يعنى همان وقتى كه تمدّن اسلامى در آندلس در نهايت درجهء ارتقا و اعتلا بوده است ، مراكز علمى اروپا عبارت بودند از قلاع ناهنجار و ضخيمى كه در آن قلاع ارباب‌ها و امراى ما اروپائيان به حالت نيم وحشى به سر برده و افتخار مىنمودند كه داراى خطّ و سواد نيستند و در ميان آنان عالم‌تر از همه رهبانان نادان بودند كه تمام اوقات خود را صرف اين كار مىنمودند كه از ميان كتابخانه‌هاى كليساها ، كتب قديمهء يونان و روم را بيرون آورده و كلمات و عبارات آن را حك كنند و روى آن كلمات پوستى ، كلمات و اوراد مهمل خود را بنويسند . حالت بربريّت اروپائيان تا مدّتى طولانى بيش از آن بود كه خود بتوانند احساس كنند . البتّه در قرن يازدهم و بيشتر در قرن دوازدهم ، احساسات مختصرى در بين مردم اروپا پيدا شد ولى از همان وقت كه چند نفر حسّاس و روشن خيال ضرورت